دسته‌ها
خرید شال

خرید لباس ورزشی بی‌قراری‌های پسر جوان و بی‌وفایی‌های نامزدش

خراسان: يک دل نه صد دل عاشق شده بودم و به هر کجا نگاه مي کردم چهره اش را مي ديدم. من با بي قراري به خانواده ام گفتم که بايد با نسيم ازدواج کنم. بيچاره پدر و مادرم خيلي سعي کردند با برخوردهاي منطقي و گفت وگو مرا سر عقل بياورند و حتي پدرم مي گفت تو زودتر سربازي ات را تمام کن قول شرف مي دهم شرايطي فراهم کنم تا با دختر مورد علاقه ات ازدواج کني، ضمن اين که نسيم هنوز ۱۳ ساله است و براي ازدواج آمادگي ندارد. ميلاد در دايره اجتماعي کلانتري نواب مشهد افزود: افسوس و صد افسوس که حرف حساب به گوشم نمي نشست و خانواده ام را تهديد کردم که دست به خودکشي خواهم زد و حتي از سربازي فراري شدم.والدينم از ترس آبروي شان به خواسته ام تن دادند و من با نسيم نامزد شدم. اما چون تحمل دوري از او را نداشتم پس از ۴ ماه خدمت سربازي دوباره فرار کردم. خانواده ام با خواهش و التماس مرا به سربازي فرستادند و پدر نسيم نيز تهديدم کرد که اگر يک بار ديگر فرار کنم طلاق دخترش را خواهد گرفت.من به عشق نامزدم مشغول خدمت شدم و روزشماري مي کردم تا هرچه سريع تر دوره سربازي را تمام کنم اما يک روز که به ديدن نسيم رفته بودم متوجه تلفن هاي مشکوک او شدم. با نگراني به شماره تلفن ناشناس زنگ زدم و وقتي صداي پسري جوان را شنيدم که از پشت گوشي اسم نسيم را صدا مي زد قلبم گرفت و دنيا روي سرم خراب شد. موضوع را با مادر همسرم مطرح کردم و او با تاسف گفت: متاسفانه دخترش روزي که براي خريد عقد به بازار رفته بوديم با فروشنده جوان يکي از مغازه ها آشنا شده است و آن ها با هم ارتباط تلفني دارند. مادر همسرم ادامه داد: من چند بار با او در مورد اين رفتار اشتباه صحبت کرده ام و از آن پسر جوان خيلي مودبانه خواسته ام دست از سر دخترم بردارد ولي فايده اي ندارد و… .ميلاد افزود:با شنيدن اين حرف ها با عصبانيت به سراغ آن پسر جوان رفتم و ما با هم درگير شديم. با وجود آن که از آن روز به بعد نسيم قول داده اشتباهاتش را جبران کند اما او هم چنان با آن پسر جوان رابطه پنهاني دارد و من دارم ديوانه مي شوم. خجالت مي کشم به پدر و مادرم بگويم که نسيم چه خيانتي در حقم کرده است و من با اين ازدواج عجولانه مرتکب چه حماقتي شده ام.الان مدت ۲ ماه است که از سربازي فرار کرده ام و مي خواهم نامزدم را طلاق بدهم چون او لياقت تشکيل زندگي مشترک را ندارد.