دسته‌ها
خرید شال

خرید لباس ورزشی از حلبچه تا بحرین!

هنگامی که از آوار شدن ستم و مرگ بر مردمی بی دفاع و مظلوم سخن به میان می آید، بی درنگ، مرگ فرهنگ انسانی و نابودی آزادگی در چشم اندازی به گستره گیتی خودنمایی می کند.اگر فرهنگ انسانی تا به این پایه نابود نشده بود و فضای زیست جمعی بشر از دگرخواهی خالی نبود، این همه چشم برای دیدن و سکوت گشوده نمی شد. دست کم ندایی از گلویی برمی آمد و دستی برای رهایی ستمدیدگان و مردم بی پناه، فراز می شد و دستان ستمگر را می شکست.دریغ که هر چه فناوری و ابزار زیست مادی پیشرفت می کند، انگار به همان اندازه انسانیت فرو می میرد و اهریمن، دام خود را بیشتر می گستراند و انگار این اهریمن است که روز به روز فربه تر می شود و قد می کشد.اگر چنین نبود که بشر این همه ستم نمی کشید و درد و رنجی استخوان سوز همه جان آدمی را در خویش نمی گرفت. درست بیست و سه سال پیش در چنین روزهایی، در برابر چشم همه مدعیان گزافه گوی اهریمن خو، مردم بی پناه شلمچه ی عراق با بمب های شیمیایی رژیم ستمگر بعث در کوچه ها و خیابان ها و خانه ها پر پر شدند و صدایی شنیده نشد و امروز همان رخداد در بحرین در جریان است و باز انگار چشم ها در کاسه یخ زده اند و فریادی در گلویی نمی شکند.آنها که برای سگ دختر اوباما دنیا را مشغول می کنند و روزها و هفته ها در این باره سخن می گویند، انگار مردم بحرین را نمی بینند و زخم های دهان گشوده را بر پیکر کسانی که به دنبال آزادی و آزادگی و کرامت انسانی هستند، به هیچ می گیرند. آیا به چنین دنیایی، با چنین فرهنگ ویران و تهوع آوری، می توان روزگار تمدن و پیشرفت نام نهاد؟بر چنین دنیایی و چنین فرهنگی، باید خون گریست. باید از انسان بودن توبه کرد. باید از شرمی دامنگیر آب شد. باید فرهنگ واژه ها را دوباره نوشت و برخی واژه ها را دوباره معنا کرد. باید از درختان و آب ها و کوه ها و دشت ها پوزش طلبید. باید جهان را غسل داد. باید به خورشید و ماه و ستارگان، تسلیت گفت. باید از چشم آسمان خجالت کشید. باید از نگاه فرشته ها خود را پنهان کرد. باید از خدا هم عذرخواهی کرد.خدایا بر ستم سنگینی که بر مردم بحرین می رود، ما را ببخش.