دسته‌ها
خرید شال

خرید لباس ورزشی نه باستان گرایی افراطی؛ نه باستان ستیزی

نوروزی دیگر از راه رسید تا پایانی باشد بر زمستان سخت و سردی دیگر. اما به رغم بهار در خیلی از کشورهای اسلامی همچنان سرمای بی رحمی و قساوت بیداد می کند و بوی بهار نمی آید. اگر چه حکیمی فرزانه آورده که از دی که گذشت هرچه بگویی خوش نیست… خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است… اما آنچه که دریمن، بحرین و لیبی در جریان است شیرینی آمدن بهار را بر کامها تلخ کرده.در این آشفته بازار جداییها و تلخ کامیها، تالار وحدت نماد یکدلی بود. همیشه از خود می پرسیدم چرا نام وحدت را برای این تالار برگزیده اند. حق این است که تالارهای فرهنگی و هنری به نام مفاخر ادبی و هنری هر کشوری باشد. وحدت شعاری کم و بیش سیاسی است تا فرهنگی. اما در شب هفتم فرودین امسال حقیقتا تالار وحدت نمایشی از وحدت و یکدلی کشورهای حوزه تمدن نوروز بود. رؤسای جمهور و نمایندگان عالیرتبه چندین کشور آمده بودند تا بگویند که به نورزشان می بالند و به جهانی شدنش افتخار می کنند. رئیس جمهور تاجیکستان به محض ورود رو به مردم کرد و با صدایی گرم فریاد زد نوروزتان مبارک. آقای کرزاری از آئین نوروزِ مردمان دیارش گفت. رئیس جمهوری تاجیکستان گذشته پرافتخار مردم ایران را یاد آوری کرد.سخنرانی آقای امام علی رحمان ایرانی ترین سخنرانی بود. او از داریوش و تخت جمشید گفت و از اینکه همه شاهان جهان در این روز فرخنده به ایران می آمدند تا هدایاشان را به شاه شاهان ارزانی کنند. او می خواست به لهجه زیبای تاجیکی به ما یادآوری کند که به نوروزمان ببالیم و از آن نهراسیم. رئیس جمهور ارمنستان به زبان خودش و دیگران هریک به زبان خویش سخن گفتند. با اینکه گوشی های ترجمه پیش بینی شده بود ولی کمتر کسی میلی به گوشیها نشان می داد. در برابر این همدلی اختلاف زبان به کلی رنگ باخته بود.از تٌن صدای رئیس جمهور ترکمنتسان می شد پیامش را دریافت. گروههای موسیقی یکی پس ازدیگری آمدند و نوروز خوانی کردند. بهترین واصیل ترین گروهها انتخاب شده بودند. به افتخار سخنرانی هر رئیس جمهوری بلافاصله پس از سخنانش پرده کنار می رفت و گروه موسیقی آن کشور هنرنمایی می کردند. این بهترین خوش آمد و قدردانی از حضور رئیس آن دولت بود. ستاد نوروز کارش را خوب انجام داده بود.برنامه ها اگر چه بسیار طولانی بود ولی تنوع برنامه ها به گونه ای بود که هیچ کس خسته نمی شد و همه هیئتها با علاقه بیش از پنج ساعت برنامه را دنبال کردند. دکتر احمدی نژاد جا داشت که این اجتماع پرشکوه را به رخ آمریکائیها بکشد و به دیپلماسی دیرپای نوروز در این سرزمین ببالد. او در سخنرانیش از نوروز گفت و مردمان سرزمین بهار. او به راستی گفت که مردمانی که زندگیشان را با بهار و سبزی وطروات آغاز می کنند ریشه در ارزشهای انسانی و الهی دارند. رئیس جمهوری کشورمان کتاب تازه چاپ شده نسیمی از بخارا را به نمایندگی از مردم ایران به نماینده مردمان سرزمین رودکی هدیه کرد.گزیده هایی از اشعار رودکی را که موسسه فرهنگی اکو به چهار زبان ترجمه کرده. میوه چندین ماه تلاش گروهی و چاپی زیبا و نفیس. آقای امام علی رحمان حق مطلب را ادا کرد و در برابر همگان این کتاب را بوسید. ما به عنوان موسسه فرهنگی اکو مزدمان را گرفتیم و جا داشت از چاپ این اثر به خود ببالیم. تالار وحدت دست کم روز هفتم فروردین اسم با مسمایی بود. رضایت را بر چهره همه می شد دید. برنامه های نوروزی کار خودش را کرده بود.برگزاری این مراسم اما بسیار پرحاشیه بود. سفر پیشین مقام معظم رهبری به شیراز باید پایانی می بود بر حرف و حدیثهای پایان ناپذیر درباره ایران باستان. انقلاب اسلامی به خوبی راه نشان داد. مردم مسلمان ایران دریافتند که بین باستان گرایی افراطیِ گروهی از ملیون و باستان زدایی برخی از دیگر گروهها باید هویت خود را در راهی میانه بجویند. آنها دریافتند که اسلام وایران دو روی سکه هویت مردمان این سرزمینند. مردم ایران با آئین تعزیه هم سوک سیاوش را پاس می دارند و هم بر عزای حسینِ عزیزتر از جانشان تعزیه می گیرند. چند سال پیش نوروز با ایام عاشورای حسینی مصادف شد. ایرانیها گندمهایی با تصویر “یاحسین” سبز کردند وبر سمنوهاشان نقش “حسین جان” آفریدند. ایرانیها نوادر مردمانی اند که در کارنامه تاریخی خویش جز یکتاپرستی نمی بینند. پس چرا به پیشینه خود نبالند؟راستی چگونه است که تاجیکیها میگویند اگر به گذشته طپانچه بزنی آینده به شما توپ خواهد زد. فرانسویها به ناپلئونشان که نماد قساوت است و دنیایی را به کام جنگها وخونریزی برای قدرت و کشورگشایی کشاند همچنان می نازنند واما ما در لابلای تاریخ بدنبال شاهدی برای اثبات بی عدالتی انوشیروانهایمان می گردیم؟ راستی چرا ما از گذشته دور و نزیکمان گریزانیم. چرا به کهن ترین سند حقوق بشر جهان افتخار نمی کنیم؟ مگر ما نمی خواهیم پلی بین سنت و مدرنیته باشیم؟ مگر نمی خواهیم نشان دهیم که بین سنت ها، ارزشها و نوشدن می توان جمع کرد؟ پس چرا از نام چهارشنبه سوری هراسانیم و سیزده بدر را جشن طبیعت می نامیم؟برگزاری مراسم نوروز در ایران و آن هم در چنین روزگار سختی نشان داد که نگاهی البته مهربانتر به گذشته های پرافتخارمان و فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی پنجره های تازه ای را حتی در عرصه سیاست خارجی به رویمان باز می کند. در دنیایی که تشکِ کشتی وسیله ای برای دیپلماسی است و دیپلماسی پینگ پنگ کارساز است، دیپلماسی، حافظ و سعدی و مولانا و نوروز می تواند معجزه کند. از اینکه این رویکرد مورد توجه جدی دولت قرار گرفته باید خرسند بود. البته باید دانست که سفیران این دیپلماسی اهالی فرهنگ و هنر، نویسندگان، موسیقی دانان خوشنویسان و سینماگران و نگارگرانند.همانهایی که جای خیلی از آنها در این برنامه خالی بود. بدون این کاروان پرافتخار کمیت این دیپلماسی لنگ خواهد بود. به امید آنکه همین مشی کریمانه در داخل هم پی گیری شود که فرمود:گرکار فلک به عدل سنجیده بدی احوال فلک جمله پسندیده بدیدر عدل بدی بکارها در گردون کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی